تبليغاتX
هم آشیان من ღ.¸¸.•** .فرشید .** •.¸¸.ღ
خوشبخت ترین های دنیا ღღ من و فرشید ღღ

عزیزم دوستت دارم




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

فرشید عزیزم من عروس  خیلی کم توقعی هستم می خواستم خودت هم اینها را بدانی... دلیل خواسته هامو بهت می گم تا خودت این موضوع را به خوبی درک کنی.... قربونت برم من !!!!!!!!!

 

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی (تویتا)، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!


اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

 

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!


اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!!! بده،    زشته،    عیبه،    ایراد داره،


اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!

 

و بالاخره... اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست  داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است..

 

 

فرشید عزیزم ! اینا فقط محض خندین تو عزیز دلم بود و قصد دیگه ای نداشتم.

بخند .. آنقدر بخند تا من از خنده هات سیر بشم .. آنقد بخند تا همه بدونن چقدر دوسم داری .. می دونی که من خندیدنت را دوست دارم

وقتی که نگاهت می کنم آنقدرلذت می برم که انگاری همه دنیا زیرو رو شده و جز تو کسی پیشم نیست .. دوست دارم آنقدر نگاهت کنم و باهات بخندم که بگن دختره دیونه است آخه عزیزم دیونتم چکار کنم.

وای که چقدرواسم عزیزی..

بخاطر اینمه عشق و لذت و زیبایی که خدا نصیبمون کرده هر روز هزاران بار سپاسش می گویم ولی باز کم است .. خدایا سپاس تو را. ازش می خوام نقطه سر خط  زندگی هر دوتامون یکی باشه

 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام

خوبین؟

می دونین چیه ؟ از وقتی ما عقد کردیم فرشید دیگه ازم خواستگاری نکرده  دیگه لوسم نمی کنه

می خوام از دستش فرار کنم بزنم  به کوه و بیابون  برم به آقا گرگه بگم بیاد اونو بخوره  

راستی الان اینجا نشسته داره منو تهدید به مرگ می کنه  واااااااااااااااااااااای ترسیدم 

البته من خیلی خیلی دوسش دارم و دلم نمی خواد بلایی سرش بیاد ولی چاره چیه از قدیم گفتن گربه را دم حجله باید کشت. 

این عکس هم برای بهترین عاشق دنیااااااااااااااااااا   فرشیدم  که می دونم چقدر دوسم داره

من و فرشیدم !!!!!!!!!!




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

چهارشنبه ۲۵/۲/۸۷

یادمان باشد سر سجاده عشق...

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

پیوندمان مبارک

اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهرو محبت
را از كدامين چشمه زيبايي گرفتي كه خارها را
گل كردي و دلها را عاشق خود و انوار
كدامين ستاره اي كه روشنايي
چشمانت را از آن گرفته اي
كه با نگاهت شعله عشق را
در جانم افروختي. صدايت را از كدام
مرغ خوش آوا گرفته اي كه طنين آن مرهم
همه زخم هاي من است. خوابم مياد اما
مي ترسم كه بخوابم مي ترسم
كه اگه بخوابم تو را درخواب
ببينم كه از من جدا
مي شوي

وقتی تو هستی

ســــكـوت آنــچنان زيبـــا هست ،

كه مي شود خــوشه هاي محبت را از خيال نام تو چيـد!




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام

گوشتو بیار جلو می خوام یه چیزی بهت بگم ... به کسی نگی هااا آخه همکارامون نمی دونن ..

من و فرشید

حالا فهمیدی ؟؟؟؟!!!




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

دوستت دارم عزیز دلم

سلام عزیز.

باز تو اینجا نیستی و تنها دارم واسه دل خودم می نویسم.. تو این روزای تعطیل نی دونی چه ها بر من گذشته... نمی دونی دویت چقدر عذابم داده .. نی دونی چی کشیدم .. لحظه هایی که بی تو می گذرن و من دور از توأم.. وای خدایا.. حتی نمی تونم فکرشو بکنم که از تو جدا شم.

دارم از تو می نویسم ولی هیشکی نمی دونه که دل کوچیک من نیاز به تو و عشقت داره .. نمی دونم چرا هر وقت هر کی بخواد بگه یکی و دوست داره همه می ریزن سرش که بگن تو داری اشتباه می کنی .. بعضی وقتا فکر می کنم اشتباه کردم که عاشق شدم .. ولی بیشتر که فکر می کنم می بینم بهترین لحظه های عمرم و با تو بودم..

می دونی عزیزم حتی اگه من و تو ما نشوم باز حرفی نیست .. من به تو و عشقت ایمان دارم.. من به تو و دنیایی که واسم ساختی ایمان دارم. فقط نمی تونم فکرشو بکنم که تو بخاطر من عذاب بکشی .. بخاطر وجود لاغر و نحیف من که فدای توست.




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

عزيزم سلام- اين مطالبو دارم با گوشي مي نويسم كه بگم دوستت دارم. مي دونم فردا ميري سفر خواستم بگم مواظب خودت باش من بي تو هيچم. عيدت مبارك فرشيد جونم.

 اينم امروز اضافه ميكنم۶/۱/۸۷ - مي خوام بگم خيلي نامردي اما دلم نمي اد. الان ساعت 30 دقيقه بامداده.

الان هم ۱:۳۰ دقیقه گذشته ولی من خوابم نمی آد




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

عزیزم ۱۸ ماه از آشناییمان گذشت و از این ۱۸ ماه حدود ۸ ماهش باهم و همدل همرنگ بودیم، زیباترین روزهای زندگیم با تو و پیش تو گذشت با هم گفتیم با هم خندیدیم حتی زیر پوستی باهم گریه کردیم روزهای خوب و فراموش نشدنی را با هم گذراندیم. در این مدت با اینکه مشکلات زیادی برات پیش اومد و مادربزرگت و از دست دادی ولی یه ذره از مهرو وفات از مهربانیت کم نشد ازت ممنونم و آرزوی خوشبختی برات می کنم و می دونم با این دل پاک و صادقی که داری و با وجود این همه صمیمیت با هر که باشی خوشبختش می کنی از خدا می خواهم که قسمت من باشی. من و ببخش که بعضاً سعی کردم تو رو نصیحت بکنم چون تو اینقد با فهم و با شعوری که همیشه در برابر حرفات و صداقتت کم آوردم. امیدوارم سالی که در پیش داریم سال خوشبختی من و تو باشه و به آرزوهای شیرینمان برسیم امیدوارم تو زندگیت به هر چه می خواهی و هر چه آرزو داری برسی. هیچ وقت فراموشت نمی کنم و هیچ وقت محبتهایی که بهم کردی از یادم نمی ره.

آرزو می کنم در سال جدید همانطوری که همه چیز نو میشن طبیعت رنگ و بوی نو به خود می گیره گیاهان زندگی جدید خود را با گلهای زیبا شروع می کنن تو هم سالت رو با نوشدن و شکفتن بیش از پیش مهر و وفا در وجوت و دور ریختن غصه های سال گذشته و خانه تکانی دلت به خوشی شروع کنی و یادت باشه عشق من به تو کهنه نمیشه و علاقه ام به تو هر روز بیشتر از پیش و محکم تر از سال قبل خواهد بود. دوستت دارم و افتخار می کنم که دوستی مثل تو دارم.

این جمله رو هم از یه جایی برداشتم برات می نویسم:

نوروز پیامبر مهر است که مرا وامیدارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.

عید نوروز مبارک.

(هم آشیانت)




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

کارگردانی است نوروز که می گوید نور ..صدا...حرکت و من برای به دست اوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.

(هم آشیانت)




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

برای تو !!




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

وای که چه سخته به دست آوردن چیزایی که دوست داری. چقدر سخته دنیا رو بی تو دیدن. چقدر سخته پیشم باشی و دستم بهت نرسه تک ستاره قلبم باشی و من در تاریکی. خوشبوترین گل باغ عشق باشی و من بی نصیب از عطرت. از مهرو وفا لبریزی و من تشنه محبت.

من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

                            آه . .      آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!.

(هم آشیانت)




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

عشق من دوستت دارم




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

فرشید عزیزم!

روزی که برای اولین بار صدایت را شنیدم تصورش را هم نمی کردم که روزی برسدکه با همه وجود منتظر شنیدن صدایت شوم. شنیدن صدای تو اگر بدانی چقدر برایم لذت بخش است. چطور می توانم بگویم دوستت دارم و چگونه می توانم آن اثر نا گفتنی و مرموزی که لبخندت در روحم بر جای گذارد، را توصیف کنم

ای پاکترین عشق عالم!

فکر اینکه تو را در رویاها و خوابهایم نبینم دیوانه ام می کن. پس برایم بمان تا همیشه. چون من نیازمند نگاهت هستم. پس هدیه به تو نگاه عاشقانه ام

 

نام  تو را   آورده  ام   دارم  عبادت  می کنم

گرد  نگاهت  گشته  ام  دارم  زیارت  می کنم

 

 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

عشق کلمه نیست
که عاشق شدن حرفی شود
عشق تکرار نفسهای من و توست ...
آرام آرام ... می آید و می رود و ما را از طراوت مرورش سرشار میکند ...
عشق کلمه نیست که ما را در بند زمان کند
که عاشق شدن حرفی شود ----

عشق ...!؟

سلام نازنینم خوبی؟

نجوایی از سوی تو

 نگاهی کوتاه از تو

لبخندی بر لبان زیبایت

و من خود را غرق در عشق یافتم

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد

تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنها هستم

امروز که اینحا نیستی دلم بد جور هواتو کرده  دلم می خواد اینجا بودی تا نگات کنم .. و باهات حرف بزنم و ببوسمت .. ا نمی دونم چرا اینقدر وابسته تو شدم .. و اصلا نمی دونم چکار کنم که یه کم از دلتنگی هام کم بشه .. نمی دونم به خدا چی بگم که حرافامو گوش کنه و بهم آرامش بده و بهم قول بده که به تو می رسم چون من فقط با تو شادم .. با تو سر مستم .. با تو خوشبختم .. اصلا فکرش و هم نمی کردم که عشق تو منو به این حال و روز بندازه .. وای که چه صفایی داره ..

خدایا ! به هر که دوست داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتره  . به هر که دوست ترش می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتره.

اینجا تو نیستی ولی عطر وجودت همه جا پپچیده .. تو نیستی ولی یادت و حرفات باهامه .. تو نیستی که خنده هامو ببینی ولی من می خندم چون می دونم الان داری بهم فکر می کنی و می دونی که دارم می خندم . می خوام همه خنده هام و شادیهام مال تو باشه .. دوست دارم فقط تو شادیهام غرق بشی .. دوست دارم فقط تو رو شاد ببینم .. تو لحظه هایی که تنهام می ذاری می خوام با تو حرف بزنم .. هرگز فکر نکردم که شاید تنهام بذاری چون می دونی که بدون تو زندگیم بی معنیه .. می دونم که دوسم داری پس به خودم اجازه نمی دم که با فکرای ناراحت کننده و زجر آور خودمو ناراحت کنم که تو هم  از ناراحتی من ناراحت بشی . بی هیچ کلامی.. دوستت دارم و دلم میخواد تنها همراه و همسفر زندگیم تو باشی  ..

هم آشیانه من! فرشیدم! به امید روزی که با هم باشیم

خدایا! فرشیدم رو به جرم گناه من عذاب نده

خوشبختی که سهم اون از این زندگی دنیاست بهش بده

هر جا هست و در هر مکانی .. تو به حرمت خداوندیت در پناه خودت حفظش کن

هرگز نگذار پیش بشر و بنده ای شرمنده بشه

نذار فرشیدم از زندگیش جز شادی چیزی بفهمه

خدایا! به حرمت یکتاییت.. هر چی صلاح و خواسته توست همان کن . فقط فرشیدم خوشبخت بشه من راضیم.

همین.




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

__000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__0000000000000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
_______*_____00000000000
________*_______00000
_________*________0
_000000___00000___*
0000000000000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________0________*
________*__000000___00000
_______*__0000000000000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*________00000
________*_________0
_________*________*
_________*_______*
__________*______*
___________*____*
____________*___*
_____________*__*
______________**

 شب مهتابه و باز چشام از یاد تو خیسه

گفتــی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتـی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم


گـفتـــــی ز بخــــت بد اگر ناگه رقــــيب آيد ز در
گفــتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


گفتی که تلخی های مـــی، گــر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نــوش لبـــــم آن را گــــوارا می کنم


گفتی چه می بينی بگو،در چشم چون آيينه ام
گفتم که من خـودرا در او عريان تماشا می کنم


گفتـــی که از بـی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم کـــه با يغــــماگران بــــاری مدارا می کنم


گفتی که پيــوند ترا با نقد هــــستی می خرم
گفــتم که ارزانتر از اين من با تو سودا می کنم


گفــــــتی اگــر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفــتم که صد  ســـال دگر امروز و فردا  می کنم

 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

برای تو بهترینم




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام

عزیزم میدونم این مطلبی که دارم می نویسمو شاید خیلی بعد از این اتفاق ناراحت کننده ببینی و بخونی ولی همانطور که پیمان بستیم تمام درددلهامونو تو وبلاگمان بنویسیم من هم این مطلبو برات می نویسم.  می دونم الان تو چه حالی هستی میدونم که مادر بزرگتو چقدر دوست داشتی و چقدر برات عزیز بود شاید نتوانم با این کلمات ناراحتیتو از فراق مادربزرگت کم کنم ولی بدون غم تو غم من هم است و می خواهم در این غم جانسوز مرا نیز شریک بدونی نمی دونی که وقتی خبر و شنیدم چه حالی بهم دست داد باورم نمی شد تا اینکه از دامادتان پرسیدم. خداوند همیشه اونایی رو که دوست داره و اونایی رو که بی گناهند و زودتر  از این دنیای پر از گناه به پیش خودش می بره مادربزرگ تو هم از جمله این آدمابود. خدا خودش رحمت کنه. عزیزم دنیا محل گذره یکی می آد  یکی می ره این ماییم که باید صبور باشیم و شکرگزار حتما هیچ کار خدا بی حکمت نیست اگه خدا دری رو ببندد درهای دیگری رو باز می کنه. امیدوارم فوت مادربزرگت تو رو نا امید نکنه. آرزو می کردم در موقعیتی بودیم که می توانستم الان پیشت باشم و کمی از غصه هاتو با من قسمت کنی کاش می تونستم تمام غمهاتو به دوش بکشم  کاش می تونستم بهت بگم که چقدر ناراحت و اندوهگین شدم بدون که در هر جا که باشی غم خاری هست که همیشه به یادت است و با غمهایت غمگین و با شادیهایت خوشحال می شود کاش می شد که هیچ کس در هیچ جای دنیا دچار غم و غصه نمی شد ولی این بازی روزگاره و نمی شه کاریش کرد.

این مصیبت بزرگ و اندوهبار را خدمت تو و خانواده محترمت تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن شادروان رحمت و مغفرت رو خواستارم.

«هم آشیانت»   

 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام عزیزم(شیرینترین حرف دنیا)

همیشه فکر می کردم که عشق لیلی به مجنون افسانه ست

هرکس درباره شون حرف می زد مسخره می کردم دریغ از

اینکه روزی مثل مجنون عاشق لیلی بشم نمی دونم تو

چشات چیه که هر وقت نگاهشان می کنم توشون غرق

میشم تمام غمو غصه و شادی رو تو چشات می بینم

حتی خودمو... دوری از تو برام از هر عذابی شدیدتر و

بودن باتو از هر شیرینی شیرینتر واحساسات قشنگت

منو از خود بی خود می کنه دلم همیشه برات تنگه دلم

همیشه صدات می کنه. چشام همیشه دنبالتن وقتی ازام دور

می شه لرزه بر اندامم می افته وقتی ازام رو بر می گردونی تمام وجودم از غصه پر می شه هیچ جا بی من مرو هیچ وقت منو

فراموش نکن هر وقت فراموشم کردی بدون که مُردم هر وقت

دستاتو می گیرم تمام وجودتو احساس می کنم گرمای

دستات آرومم می کنه صدای آروم و با حیات گوشم

و نوازش میده.

دوست دارم و به این دوستی می نازم.

(هم آشیانت)




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام نازنینم /

زمانهای در زندگی آدما هست که عاشق می شن و به کس دیگه ای که دوستشان دارند عشق می ورزند و فکر می کنن که باید آنقدر اونا رو دوست داشته باشند که هیچ کس نتونه انکارش کنه و شاید تو این زمان هست که اونا فقط به خودشون فکر نمی کنند و همه هستی و دنیایی خودشون رو متعلق به کس دیگه ای می دانند  درست همین لحظه است که نیرویی که بعضی ها اونو نور و بعضی های دیگه عشق می نامند  در تمام ثانیه ها خودشو منتشر می کنه و دست و پای آدما ور می بنده و اونا رو مجبور می کنه که به هم وابسته بشن و دیگه نتونن از هم جدا بشن و مرگ یکی از اونا غیر ممکن بشه ..

درست همین لحظه است .. لحظه های زندگی من با تو و ثانیه هایی که نمی دانم چطور سپری می شن و تو بهترین من در تمام هستی من غرق شده ای و ..

می خواهی بگویم که دوستت دارم با اینکه نگاهم همیشه گویایی عشقم نسبت به تو هست .. می خواهی بگویم که بی تو  من نیز فراموش شده ام با اینکه میدانی که روح من تنها با تو سیراب می شه. عزیزمن ! دارم نگات می کنم .. چقدر لذت بخش است .. رویای با تو بودن و با تو خندیدن.




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

نازنینم سلام .

الان تو اینجا نیستی ولی عطر وجودت همه جا پیچیده . من دارم حست میکنم ولی دلم برات تنگ شده.. نمی دونم چطور این دلتنگی هامو معنی کنم می دانم هیچ وقت معنی نمی شه آخه من بی تو هیچم !

نازنینم . دوستت دارم و بدون تو ثانیه هام بی معنی اند. دوست دارم همیشه تو گوشت این واژه پر از عشق و زمزمه کنم چون تنها روح بخش عشق همین دوستت دارمه. روزها و ماهها می گذرند و من در عشق تو غرق می شم و تمام وجودم را تو فرا می گیری .. روزهایی پر از خواستن تو .. ولی امروز دلم می خواد بیشتر ببینمت و باهات حرف بزنم آخه می دونی نازنینم تو تنها کسی هستی که با بودن با اون آروم می شم .

دلم گرفته هم از دوری تو و هم از ناراحتی های خودم. اصلا دوست ندارم غصه هامو باهات قسمت کنم ولی نمی تونم جلوی ناراحتی هامو بگیرم . می خوام همیشه بخندی- همیشه شاد باشی . همیشه گفتم و بازم می گم که روزای با تو بودنو با هیچ چیزی عوض نمی کنم و از خدا می خواهم ما رو به هم برسونه با پاکی عشقمون قسمش می دم.

دوستت دارم و دیگر هیچ نقطه اینتر




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

امید من فرشید!عزیزم فرشید




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است.

هم آشیانت




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

   

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست

بگذار دلم برای تو باشد........

بگذار دلت.......حالم را بپرسد.......

بگذار قلبم برای تو بتپد...........

بگذار آرزوهایم با تو باشد......برای تو......به خاطر تو...........

بی تـــــــو من هیچــــــــم

اگر مي بيني که زنده ام ، نفس مي کشم ، تنها به خاطر وجود تــــــــــو ست... اگر مي بيني شادم ، خندانم ، با وجود اينکه اينهمه غصه در دل دارم، تنها به اميد بودن تــــــــــو ست.... اگر مي بيني آرامم ، بي تابم ، سر به زير ، ساکت و گوشه گير ، فقط به خاطر عشقي است که از سوي تو در دلم نشسته است.... اگر ديدي گريانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پريشانم ، بدان که بدجور دلم هواي تو را کرده است و دلم ديگر طاقت دوري تو را ندارد .اگر ديدي نيستم ، نه صدايي و نه خبري از من نيست بدان که از عشــــــق تو مردم

دستهای سردم فقط دستهای تورو میخواد فقط تویی که میتونم باهاش خوشبختی رو با تمام وجودم درکنارش حس کنم تنها تو عزیزکم

 

نازنینم، این دل نوشته از آن توست، تو که هر دم ندایی بر لبانم هستی، تو که نور امیدی بر چشمان منی.

شانه هایت را جایگاه امن گریه کردن می دانم، تو را برای دوست داشتن دوست می دارم.

فاصله بین ما چه غوغا کرده است، کجایی زیبا ترینم که دلم آشوب بر پا کرده است.

تو می دانی که من عاشق ترینم، نازنینم با تو من صادق ترینم.

تو آنی، که آنی دل ربودی از من و من سر مست و مدهوش گفتم:... دوستت دارم!

تو همانی که نمی دانی که چگونه با صدایت دل می نوازی و با نگاهت نور می پردازی...

نازنینم، تو بدان که من عاشق ترینم، این منم که بی تو... تنها ترینم!

نازنینم، بهترینم ... این منم، عاشق ترینم!

 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟

رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

سلام عزیزم

حق داری ازم دلگیر باشی خیلی وقته به وبلاگمان سر نمی زنم خیلی وقته جملات قشنگت رو نمی خونم ولی می دونم دلت اینقد بزرگه که من و می بخشی الان هم که این مطلب را برات می زارم تو در تبریز هستی و غم دوریت من و گرفته شاید هم این دوری باعث شده تا درد دلم را تو وبلاگمان برات بزارم وقتی از پیشم می ری تازه می فهمم که چقدر برام عزیزی تازه می فهمم که همه دنیا هم جمع بشوند جایه یک لحظه با تو بودن را برای من نمی دهد زبانم از گفتن جملاتی که بتواند شدت علاقه ام را به تو برساند ناتوان است هر شب خدا خدا می کنم که تاریکی شب به روشنایی بپیوندد تا روی چون ماه تو را ببینم خنده های تو‌ام با حیایت من و از خود بی خود می کنند فکر اینکه یک لحظه هم ازت دور شوم عذابم می ده ولی دوریت احساس نیازم را بهت بیشتر از پیش می کنه  چقدر زیباست احساس شیرین دوست داشتن دوست داشتن کسی که نه از خون توست و نه از جنس تو.  نمی دانم که این حس چطور در انسان ایجاد می شه این حس قشنگ و رویایی واقعاْ که نمی شه این احساس را با هیچ کلمه دیگری نوشت غیر از دوست داشتن تا به حال این همه آدم را دوست داشته ام ولی دوستی با تو یه چیز دیگه ست.

پس با تمام وجودم با تمام احساسی که به تو دارم می نویسم دوستت دارم آمی جون 




به قلم ..:: ღ •.¸¸.•ღ من و فرشید ღ•.¸¸.•ღ ::..

بیان قصه ای را که گویای حقیقت و شکوه یک عشق باشد قصه عشقی شیرین که از دریا کهنسالتر است حقیقتی ساده از عشقی که او برایم به ارمغان اورد ... از کجا اغاز کنم؟؟ او همانند بارانی تابستانی که زمین را به سطح درخشان مبدل میسازد به دنیای من راه پیدا کرد. و زندگیم را درخشان ساخت او به دنیای خالی من مفهوم بخشید او قلب مرا لبریز کرد او دل مرا با احساس خاص لبریز کرد او روح مرا از عشق والا و بیکران سرشار میسازد  ان گونه که هر کجا بروم تنها نخواهم بود. با وجود او چه کسی میتواند تنها باشد راستی این عشق تا چه هنگام دوام دارد؟ اکنون جوابی ندارم اما همانقدر میدانم که به او نیازمندم

تو همانی هستی که من میخواستم

 تو همانی که سالها در انتظار او نشسته بودم

همان همسفر یکرنگ و عاشق!

در این راه پر فراز زندگی تنها با تو می توانم

به سلامت و سربلندی به پایان جاده برسم

همسفرم باش ، عشقم باش ;

دوستم داشته باش ، تا من نیز در این راه دشوار

 حافظ آن قلب عاشق تو باشم ای عشق من

راه زندگی ، راه پر پیچ و خمی است ،

در این راه دستهایم را هیچگاه رها نکن

و تا پایان راه با صداقت و یکرنگی با من باش

 اینک که اسیر قلب مهربان تو شده ام دیگر راهی برای بازگشت نمی بینم ،

من دیوانه آن قلب مهربانت شده ام ای هم نفس من

تو همان خونی هستی که در رگهای من جاریست ،

 تو نباشی خونی دیگر به قلبم نخواهد رسید و

 دیگر امیدی برای زندگی نخواهم داشت ای عشق من

  تو همان قله خوشبختی هستی

 که برای رسیدن به آن خودم را به آب و آتش خواهم زد

این قلب من بی ارزش است ،

جانم را فدای آن عشق پاکت خواهم کرد عزیزم

 ای همسفرم ، میدانم تو لیاقت این قلب عاشق مرا داری ،